باور نمی کنند پیروزی آن ها در این جنگ داخلی نیست!
آویدنیوز: در زمان نبرد و رقابت یکی از خوشبختی های رقیب در این است که مطمئن باشد در خانه حریف این باور سمی وجود دارد که شکست و زمین خوردن بخشی از همنورد و هم خانه باعث پیروزی و سربلندی جماعت دیگری در همان خانه می شود و این مسموم ترین تفکری است که می تواند سپر را برای هر لشگری جهت پذیرش شکست بی اندازد.
وقتی زمانی صحبت از سوژه تکراری خودزنی می شود و از این گفته می شود که به واسطه دعواهای داخلی نباید دروازه خود را به سود رقیبان باز بگذاریم یعنی دقیقا جلوگیری از همان سوژه ای که در بالا گفته شد و رقبا حساب بسیار زیادی برروی آن باز می کنند.
در سایر مسائل کشور که اتفاقا جای مثال زیادی دارد ورودی نمی کنیم! اما در فوتبال مملکت به غایت مثال داریم که علت زمین خوردن تیم ها آن هم در یک بازه زمانی چند ساله دقیقا همین نبردهای داخلی بوده است که خیال رقبا را برای کنار زدن این تیم های درگیر به خود راحت کرده است… و فقط کافی است به وضعیت چند سال اخیر همین دو تیم بزرگ پایتخت یعنی استقلال و پرسپولیس نگاهی کنیم و ببینیم علی رغم هزینه های چند همتی و در اختیار داشتن بالاترین امکانات، چرا این تیم ها هرسال قبل از ورود به میدان، زمین گیر می شوند که علت در نبود حداقلی از وفاق و چربیدن همین جنگ داخلی به هماهنگی و همدلی های نبوده است و اینکه در این نبرد داخلی همواره بخشی از جریان داخل سیستم، برروی زمین خوردن بخشی دیگر از همان جریان حساب باز می کند و در نهایت آنچه که زمین می خورد کل سیستم و در ادامه آن، همه جریاناتی است که اگر ذره ای اتحاد و همدلی داشتند خیلی راحت بر رقبا خود غلبه می کردند اما مسیر را برعکس رفتند و موفقیت را به رقبای خود بفرما زدند…
یک مثال ساده دیگر برای همین موضوع، قهرمانی فصل قبل تراکتور تبریز بود…شاید سال قبل نه تراکتور تیمی قوی تر از آنچه که در چند سال اخیر ساخته بود در اختیار داشت و نه تیم هایی مثل سپاهان، پرسپولیس و استقلال به لحاظ مالی و جذب نفر ضعیف تر از سالیان قبل بودند… تنها تفاوت تراکتور که به قهرمانی رسید با سه تیم دیگر دقیقا در همین نکته بود که تبریزی ها وقتی گوی سبقت را از رقیبان خود گرفتند که چشم تیم های دیگر در جنگ های داخلی مثل درگیری نکونام با مدیرعامل استقلال، هوادار متمول پرسپولیس و تلکه کردن حساب باشگاه سپاهان و هزار داستان کلک آمیز اینچنینی دیگر سنگین شده بود اما تی تی ها بهرشکل راه رسیدن به یک وفاق حداقلی را میان خود پیدا کردند و آنجا بود که کلیدشان به در موفقیت اندازه شد.
زمانی که یک مجموعه و یک تیم با همه عوامل داخلی خودش از راس تا ذیل باشگاه به این نتیجه برسد که زمین خوردن بخشی از خود باعث سربلندی بخش دیگری از آن نمی شود و در همین راستا به جای کارشکنی بر علیه یکدیگر و ایجاد جو سنگین داخلی و بحران آفرینی های خود خواسته و تمام مسائل این چنینی، حداقلی از همدلی واقعی فارغ از شعار بنشیند آن زمان است که باید اطمینان حاصل کرد آن مجموعه نه برای یک سال که برای چند سال موفقیت خود را تضمین کرده است.
مشکل بسیاری از تیم های فوتبال مملکت از پولدار گرفته تا حتی فقیر مشکل فنی و حتی مالی نیست… مشکل فرهنگی و فکری است که تفکر یک تیم بودن و وحدانیت در آن رنگ می بازد و عوامل بزرگ و کوچک به جای گرفتن حتی یک انگشت از هم، با چند دست یکدیگر با پس می زنند و همین هول دادن داخل زمین خودی و چوب لای چرخ گذاشتن های داخلی سبب می شود که رقبا از بالای سر این تیم زمین خورده عبور کنند.


