• خانه
  • اخبار
    • اخبار کرمان
    • اخبار ایران و جهان
  • جامعه
    • روزگار ما
    • دهکده جهانی
    • نگاه نسل نو
  • آوید گشت
    • کجا بریم؟
    • آوید خودرو
  • آشپزخانه
  • مد و آراستگی
  • فرهنگ و هنر
    • کتابسرای آوید
    • تئاتر
    • تجسمی
    • ترنم موسیقی
    • رادیو و تلویزیون
    • هنر هفتم
    • فرهنگ عامه
  • سلامت
  • ورزش
    • اف سی آوید
    • آوید اسپرت
    • سرگرمی
  • یادها و خاطره ها
    • مشاغل خاطره‌انگیز
    • قاب خاطرات
    • نوستالژی
  • عکس
  • تازه ها
    • آوید میوزیک
    • تازه های فیلم و سریال و موسیقی
    • تازه های کتاب
  • یادداشت
  • آویدی ها
  • ارتباط با ما
پایگاه فرهنگی اجتماعی آوید نیوز :::  AVID NEWS Magazine
  • ۱۰ خرداد ۱۴۰۵
پایگاه فرهنگی اجتماعی آوید نیوز :::  AVID NEWS Magazine
  • خانه
  • اخبار
    • اخبار کرمان
    • اخبار ایران و جهان
  • جامعه
    • روزگار ما
    • دهکده جهانی
    • نگاه نسل نو
  • آوید گشت
    • کجا بریم؟
    • آوید خودرو
  • آشپزخانه
  • مد و آراستگی
  • فرهنگ و هنر
    • کتابسرای آوید
    • تئاتر
    • تجسمی
    • ترنم موسیقی
    • رادیو و تلویزیون
    • هنر هفتم
    • فرهنگ عامه
  • سلامت
  • ورزش
    • اف سی آوید
      تپش قلب ما را ببینید

      تپش قلب ما را ببینید

      از هاملت تا هنریک؛ مسئله این است!

      از هاملت تا هنریک؛ مسئله این است!

      گرفتن نکته ای به رنگ سرخابی و زرد

      گرفتن نکته ای به رنگ سرخابی و زرد

      قانون مدار در حبس و قانون شکن روی سر!

      قانون مدار در حبس و قانون شکن روی سر!

    • آوید اسپرت
      لطفا از خانمی جعفری در آسیا ناراحت نشوید!

      لطفا از خانمی جعفری در آسیا ناراحت نشوید!

      مس رفسنجان به فینال لیگ برتر زورخانه‌ای راه‌یافت

      مس رفسنجان به فینال لیگ برتر زورخانه‌ای راه‌یافت

      دافعه ورزش کرمان قوی تر از جاذبه برای ورود بخش خصوصی

      دافعه ورزش کرمان قوی تر از جاذبه برای ورود بخش خصوصی

      سوارکاری کودکان؛ جایگزین موبایل و تبلت

      سوارکاری کودکان؛ جایگزین موبایل و تبلت

    • سرگرمی
      با مهارت تمام بِچِکان!

      با مهارت تمام بِچِکان!

      بازی‌هایی برای خانه نشینی‌های فامیلی نوروزی

      بازی‌هایی برای خانه نشینی‌های فامیلی نوروزی

  • یادها و خاطره ها
    • مشاغل خاطره‌انگیز
    • قاب خاطرات
    • نوستالژی
  • عکس
    گشتی در دهکده پایکاها

    گشتی در دهکده پایکاها

    اندر احوالات کوچه باغ لِلِه

    اندر احوالات کوچه باغ لِلِه

    تصاویری از تئاتر وی آی پی با طعم مرگ

    تصاویری از تئاتر وی آی پی با طعم مرگ

    خیال انگیز چون قالی کرمان

    خیال انگیز چون قالی کرمان

    آبگوشت کرمانی با طعمی خاص

    آبگوشت کرمانی با طعمی خاص

  • تازه ها
    • آوید میوزیک
    • تازه های فیلم و سریال و موسیقی
    • تازه های کتاب
  • یادداشت
  • آویدی ها
  • ارتباط با ما
  • دنبال کن
    • Instagram
0 نظر اشتراک‌گذاری
در حال خواندن
بدون کار جمعی در هنر به نتیجه نمی‌رسیم
بدون کار جمعی  در هنر به نتیجه نمی‌رسیم
خانه
فرهنگ و هنر
تجسمی

بدون کار جمعی در هنر به نتیجه نمی‌رسیم

۲۱ آبان ۱۳۹۸ فاطمه نخعی فر تجسمی, فرهنگ و هنر, ویترین 0 نظر

گفت‌وگو با مسعود زنده روح؛ عکاس کهنه کار و مشهور ایرانی

آوید نیوز: «مسعود زنده روح کرمانی» متولد ۱۳۴۲ کرمان است. او فارغ‌التحصیل رشته‌ی تولید با گرایش عکاسی دانشکده‌ی صدا و سیماست. مسئولیت واحد عکاسی ستاد تبلیغات جنگ (در سال‌های ۶۹-۱۳۶۶) و واحد عکاسی سازمان صدا و سیما ( 75- ۱۳۷۲) و (۸۳ -۱۳۸۰) و (۸۸ – 1۳۸۶) را بر عهده داشته است.
مدرس دانشگاه‌های هنر، آزاد، سوره، خبر، دبیر انجمن عکس سیزدهمین جشنواره سینمای جوان، دبیر بخش عکس جشنواره سینمای جوانان ۱۳۶۷، مدیریت هنری کتاب «بم شهری که بود»، «قشم سرزمین رویاها»، «عکسخانه شهر»، «یاران حسین(ع)» و«کودکان سرزمین ما»، مدیر اجرایی نخستین و دومین جشنواره‌ی بین‌المللی هنرهای تجسمی فجر (۸۸ -۱۳۸۷)، مدیر اجرایی جشنواره‌ها و دوسالانه‌های هنرهای تجسمی ۸۹ – ۱۳۸۷ و عضو انجمن عکاسان ایران در کارنامه فعالیت حرفه‌ای این هنرمند عکاس ثبت شده‌اند.
زنده‌روح کرمانی همچنین داور مسابقه‌ی دوسالانه‌ی عکاسی ایران ۱۳۶۶، داور اولین جشنواره‌ی عکس مستند ایران ۱۳۸۶ ، داور جشنواره‌ی عکس منطقه‌ای زعفران، داور اولین جشنواره عکس اردیبهشت در هرمزگان ۱۳۸۶، داور جشنواره سینمای جوانان ۱۳۸۷، داور اولین جشنواره عکس دانشگاه آزاد ۱۳۸۷ و داور دهمین دوسالانه عکس ایران ۱۳۸۵شده است.
انتشار کتاب کرمان ۱۳۵۶، شور عشق ۱۳۶۷، با تار و پود عشق و کرمان در یک نگاه ۱۳۷۳، سیمای جهانگردی کرمان ۱۳۸۰، جنگ تحمیلی ۱۳۵۶، دوران مبارزه ۱۳۶۷ نیز از دیگر فعالیت‌های این عکاس هستند.

مسعود زنده روح اهل کجاست؟
من متولد سال 1342 هستم و در خیابان زریسف شهر كرمان به دنیا آمدم. یك خواهر و برادر هستیم.
دوران دبستان را در مدرسه‌ی «سعید» كه در خیابان شریعتی روبه‌روی مسجد جامع كرمان واقع بود؛ گذراندم. طبق گفته‌ی اطرافیان، كودك باهوشی بودم؛ در پنج سالگی چون منزل ما نزدیك پرورشگاه دیلمقانی بود؛ من دوست داشتم پیش بچههای آنجا بروم و در کنار آن‌ها درس بخوانم؛ به طوری که وقتی كلاس اول دبستان بودم؛ روزنامه می‌‌خواندم. آن زمان جهشی خواندن و… هم وجود نداشت که من به کلاس بالاتری بروم . خلاصه دوره‌ی راهنمایی را هم در مدرسه‌ی «صفاری» گذراندم. یادم می‌‌آید كه در دوره‌ی راهنمایی دانش‌آموزان می‌توانستند در دو گروه عضو شوند و فعالیت کنند؛ یکی گروه پیشاهنگ و دیگری گروه شیر خورشید. از آنجا که پیشاهنگ خیلی نظامی و ارتشی به نظر می‌رسیدند؛ من شیر خورشید را که فعالیت‌های اجتماعی زیادی انجام می‌‌داد و لباس و كلاه‌هایی داشتند كه من دوست داشتم؛ انتخاب کردم و عضو این گروه شدم و فعالیت‌های اجتماعی من از آنجا شروع شد. دیپلمم را در رشته‌ی طبیعی گرفتم. بعد از آن می‌‌بایست یا در كنكور قبول شوم و ادامه‌ی تحصیل دهم و یا به سربازی بروم.
و شما دانشگاه هنر و عکاسی را انتخاب کردید…
نه من در کنکور دو دانشگاه ثبت‌نام كردم؛ یكی دانشگاه پلیس كه شاید به خاطر نظم، انضباط، لباس و فرم آن‌ها، آن را دوست داشتم و همچنین از آنجا كه یكی از دایی‌های من در ژاندارمری كار می‌‌كرد و دیگری در نیروی هوایی و من احترام، نظم و مدیریت نظامی حاكم بر زندگی آن‌ها را دوست داشتم؛ علاقه‌مند به این انتخاب شدم و دیگری به پیشنهاد دختر خاله‌ام که از علاقه‌ی من به عکاسی علاقه داشت؛ دانشگاه صدا و سیما بود كه خوشبختانه به خاطر ناراحتی قلبی، در دانشگاه پلیس قبول نشدم و به خاطر همین تمام هَمُّ و غمم را روی قبولی در دانشگاه صداو سیما گذاشتم و قبول هم شدم.
عكاسی را از چه زمانی آغاز كردید؟
كلاس اول دبیرستان بودم كه دایی من یك دوربین یاشیكای (جی اس ان) برای من هدیه آورد و من با آن دوربین عكس می‌‌گرفتم.
یادش به‌خیر… من برای اینكه یاد بگیرم سرعت چیست، نور چگونه تنظیم می‌‌شود؛ دیافراگم چیست؛ نزد آقای «محمود راشدی» كه روبه‌روی مغازه‌ی پدر من عكاسی داشت؛ می‌‌رفتم و از او سوال می‌‌پرسیدم. از همه چیز هم عكاسی می‌‌كردم؛ از طبیعت، اشیا، خانواده و … البته در آن روز‌ها كه با انقلاب اسلامی همراه بود؛ از راهپیمایی‌ها و تظاهرات مردم هم عكس می‌‌گرفتم.
فیلمی هم كه می‌‌خریدم؛ فیلم آكفا بود كه آن را بعد از گرفتن عكس، درون پاكتی كه هنگام خرید به ما داده می‌‌شد؛ می‌‌گذاشتیم و فیلم را به آدرس مرقوم شده بر روی آن كه در آلمان بود، می‌فرستادیم. در آلمان، فیلم ظاهر، چاپ و قاب گرفته می‌‌شد و دوباره برای ما، در ایران فرستاده می‌‌شد. شاید 50 حلقه فیلم را اینگونه عكاسی كردم.
ضمن اینكه یك دستگاه پروژكتور اسلاید شو به مبلغ 120 تومان خریده بودم كه هر وقت مهمانی می‌‌رفتم یا مهمان می‌‌آمد؛ عكس‌هایی را كه گرفته بودم، برای مهمانان نمایش می‌‌دادم. دختر خاله‌ی من هم وقتی علاقه‌ی من را به عکاسی دیده بود پیشنهاد داد كه در كنكور دانشگاه صدا و سیما در رشته‌ی عكاسی امتحان بدهم كه این كار را كردم و قبول هم شدم.
از دانشگاه‌تان بگویید و اینکه چگونه عکاسی را به عنوان یک حرفه انتخاب کردید؟
من وقتی وارد دانشگاه شدم، اصلا نمی‌‌دانستم عكاسی چیست؟ شات چیست؟ فقط یك دوربین داشتم كه با‌ آن عكاسی می‌‌كردم. اما از خوش شانسی‌ای كه داشتم؛ در دانشگاه با اساتید و افراد خاص، متفاوت و با سوادی مانند مرحوم بهمن جلالی(که به شخصیت بهمن جلالی بسیار علاقه دارم)، یحیی دهقان، نادر ابراهیمی، بهزاد غریب‌پور، خانم دكتر خزائلی، محمود دولت آبادی، قباد شیوا، دكتر بهروزان و… روبه رو شدم كه توانستم خیلی چیزها از آن‌ها یاد بگیرم و به عكاسی بسیار علاقه‌مند شوم و این کار را تا به امروز ادامه دهم.
خلاصه كارشناسی عكاسی را از دانشگاه صدا و سیمای تهران گرفتم و بعد عازم سربازی شدم كه هم زمان با دوره‌ی جنگ بود. در آن زمان من مسئول واحد عكاسی ستاد تبلیغات جنگ شدم. قبل از رفتن من هم آنجا یك واحد عكاسی داشت اما فرم و شكل نداشت كه آن را شكل و فرم دادیم. تعدادی عكاس از شهرستان‌های جنگی استخدام كردیم كه آن‌ها از جنگ عكس می‌‌گرفتند و ما جمع‌آوری و آرشیو می‌‌كردیم؛ یك بخشی كنار ما بود كه آرشیوی از عکس‌های جنگ را تهیه می‌کرد.
بعد از سربازی هم مدتی مسئول واحد عكاسی شبكه‌ی یك تلویزیون شدم تا اینكه واحد عكس شبكه‌ها، ستادی ‌‌و در هم ادغام شد. در نتیجه كسی كه مسئول واحد عكاسی بود؛ مسئول واحد عكاسی تمامی شبكه‌ها بود؛ و من 25 سال خدمت، کرده و بازنشسته شدم. در حال حاضر هم رئیس هیأت مدیره‌ی انجمن عكاسان ایران هستم.
پس آقای زنده روح از دوران جنگ هم عکس‌های زیادی گرفته و دارد؟
بله، تعداد زیادی عكس از زمان جنگ گرفتم كه در كتاب جنگ تحمیلی یك تا شش، تعدادی از آن‌ها به چاپ رسیده است
برویم سراغ عکاسی کرمان؛ اوضاع و احوال عکاسی در کرمان را چگونه می‌بینید؟
در كرمان در همه‌ی زمینه‌ها، آدم‌های بااستعداد و مستعد زیاد است. در زمینه‌ی هنر هم به خصوص در عكاسی، استعدادهای زیادی وجود دارد اما اشكالاتی در عكاسی استان وجود دارد که یکی این است که تفكر جمعی، با هم بودن و اتحاد در بین عكاسان كمتر دیده می‌شود که بخشی از این مسأله به این دلیل است كه بستر لازم برای دور هم بودن و متحد شدن، وجود نداشته است و شاید مسئولان استان كه موظف هستند بستر و فضایی را برای این افراد ایجاد كنند كه دور هم جمع شوند؛ كمتر این كار را انجام دادهاند.
اما بخش عمده‌ی آن، بر می‌‌گردد به اینكه ما فكر می‌‌كنیم اگر از هم فاصله بگیریم، بهتر است. در صورتی كه درست است عكاسی یك كار خاص و كاملا فردی است؛ ولی رفتار جمعی است که عكاسی را به یك نتیجه می‌‌رساند؛ اصلا هنر و جامعه را به جایی كه باید برسد و مطلوب است، می‌‌رساند. یعنی تا زمانی كه افرادجدا از هم فكر كنند؛ هیچ اتفاق هنری‌ای رخ نمی‌دهد. اما وقتی دور هم جمع می‌‌شوند یك اثر تولید می‌‌شود كه می‌‌تواند خیلی خوب باشد یا حتی می‌‌تواند خوب نباشد اما «به هر حال» یک کاری انجام شده در حالی که ما متاسفانه در طول این چند سال، این «به هر حال» را در كرمان نداشتیم یعنی نمی‌توانیم بگوییم فلان جشنواره یا حركت فرهنگی چه خوب چه بد «به هر حال» برگزار شده است.
من در دوره‌ای خیلی اتفاقی به جشنواره‌ی زنجیره‌ی امید كه چند سال پیش در كرمان برگزار شد؛ آمدم. خُب خیلی از بچه‌های عكاسی كرمان را می‌‌شناختم ولی وقتی سطح جشنواره را دیدم، مدام دنبال دلیل و چرایی این بودم كه چرا این قدر سطح علمی این جشنواره پایین است؟ چرا وقتی خانم مرعشی لطف كرده و شرایط برگزاری این جشنواره را فراهم كرده، به خوبی استفاده نشده است؟ عكس‌ها شاید خوب بودند؛ ولی سطح علمی عكاسی پایین بود.
من به عنوان رئیس هیات مدیره‌ی انجمن عكاسان، موظف هستم ببینم جشنواره‌هایی كه در سطح ایران برگزار می‌‌شوند؛ در چه سطحی هستند؟ مثلا ما سطح جشنواره‌های عكاسی خیام، جشنواره‌ی «فیروزه» تبریز، جشنواره‌ی «اردیبهشت» هرمزگان را در سطح یك می‌‌دانیم و این‌ها جشنواره‌هایی هستند كه حتی خصلت بین‌المللی دارند و از خیلی از جشنواره‌های دولتی هم بهتر برگزار می‌‌شوند. اما متاسفانه وقتی می‌‌آییم سطح پایین تر، جشنواره‌ای مثل امید را حتی در سطح چهار هم نمی‌‌توانیم قرار بدهیم.
علت این مساله را چه می‌دانید؟
یکی از علت‌های آن شاید، فاصله گرفتن ما در انجمن عكس ایران از این گروه‌های عكاسی استان‌ها بود؛ یكی از آن‌ها خود من، شاید منی كه در این آب و خاك نفس كشیدم و بزرگ شدم، مدیون این شهر و مردم آن هستم تا برای پیشرفت عكاسی استان تلاش كنم. دینی كه باید ادا شود. به همین دلیل یكی از دوستان پیشنهاد داد در روز جهانی عكاسی كه برای من خیلی روز مهمی نیست بلکه بهانه‌ی این روز برای من مهم است؛ همایش و دورهمی برای عكاسان در كرمان برگزار كنیم و من هم عاشق این هستم كه عكاسان دور هم جمع شوند و یك دورهمی برگزار كنند كه فقط با هم حرف بزنند؛ دیالوگ رد و بدل كنند. وقتی دیالوگ برقرار می‌‌شود؛ خیلی از مشكلات حل می‌‌شوند. ما مشكل‌مان این است كه وقتی می‌‌خواهیم با هم حرف بزنیم؛ با هم جدل می‌‌كنیم؛ ما باید عادت كنیم؛ باید یاد بگیریم حرف یكدیگر را بشنویم؛ با هم گفت‌وگو كنیم، حرف یكدیگر را تجزیه و تحلیل كنیم؛ باید بپذیریم كجا درست عمل كردیم، كجا نادرست و اگر این دیالوگ‌ها برقرار شود و حرف‌ها به هم زده شود؛ پیشرفت می‌‌كنیم و من خیلی خوشحالم كه از روز برگزاری آن همایش و دورهمی در این یك سال و نیم، این دیالوگ دارد برقرار می‌‌شود و حداقل بچه‌ها حرف‌هایشان را به هم می‌زنند؛ تا یك حدی با عقاید هم آشنا شده و دیگر كمتر حرفی در دل‌شان می‌‌ماند كه باعث كدورت، دلخوری و عصبانیت از یكدیگر شود.
من فكر می‌‌كنم این حرف زدن‌ها، این دور هم جمع شدن‌ها و اتحاد، باعث می‌‌شود این افراد به هم نزدیك‌تر شوند كه اگر اتفاق بیفتد؛ عكاسی كرمان هیچ چیز از عكاسی استان‌های اصفهان، خراسان، هرمزگان و… كمتر ندارد و حتی فكر می‌‌كنم چون پراكنده‌ایم؛ سطح عكاسی كرمان را نمی‌‌شناسیم اما اگر با هم متحد شویم؛ به اصطلاح پشت هم باشیم آن موقع می‌‌بینم كه كجا هستیم و در چه سطحی قرار خواهیم گرفت؟ البته این اتفاق دارد شكل و فرم می‌‌گیرد و مطمئن هستم سال‌های آینده بهتر هم می‌‌شود.
مشکل کجاست؛چرا نمی‌‌توانیم نظر و نقد همدیگر را بپذیریم؟
جامعه‌ی مدنی یك تعریف‌هایی دارد كه شاید ما هیچ وقت آن‌ها را روشن و جامع تبیین نكردیم. در جامعه‌ی‌ مدنی، اولین چیزی كه خیلی مهم است؛ حفظ آزادی افراد است اما این آزادی تعریف شده است؛ در تعریف گفته می‌‌شود آزادی حدودی دارد یعنی تا زمانی كه شما به دیگران و جامعه آسیب و لطمه نزنید، آزاد هستید. اما این آزادی، موارد و جزئیات زیادی دارد كه باید روشن شود. مثلا شما نمی‌‌توانید به نام «آزادی» خانه‌تان را هر جور كه دوست دارید بسازید؛ چون قوانین در این خصوص وجود دارد یا با لباسی كه در خانه هستید در معابر هم تردد كنید. ما آزاد هستیم كه عقیده و اندیشه‌ی خود را داشته باشیم اما آزاد نیستیم كه هر حرفی، هر تهمتی را در مورد نقطه‌ی مقابل افكارمان بگوییم. مشكل برخی از ما ها این است كه نمی‌‌خواهیم بپذیریم ممكن است كسی بهتر از ما باشد؛ بیشتر از ما بداند؛ تلاش كرده و به درجاتی رسیده باشد. مشكل دیگر ما این است كه آن رابطه‌ای‌ كه باید برای سازندگی با هم داشته باشیم؛ را نداریم. مشكل این است كه ما به حرفه‌مان احترام نمی‌‌گذاریم؛ برای حرفه‌مان تلاش نمی‌‌كنیم و نمی‌‌جنگیم بلكه ما برای خودمان می‌‌جنگیم. ما فكر نمی‌‌كنیم كه ببینیم برای پیش برد عكاسی و این حرفه چه باید كرد؟ فقط به این فكر می‌‌كنیم كه برای پیشرفت خودمان چه باید بكنیم و وقتی فقط به این مساله فكر می‌‌كنیم، هر یک از ما می‌‌دانیم كه باید كار كنیم، عكس بگیریم؛ نمایشگاه بزنیم، تدریس كنیم و… پس فقط می‌‌دانیم برای خودمان چه باید بكنیم و جامعه‌ی عکاسی استان و کشور برایم مهم نیست.
در حالی که اگر هر کسی فكر كند كه همه‌ی نفع این عكاسی نباید به من برسد و باید بخشی از این نفع، به جامعه‌ی عكاسی ما برسد؛ تا پیشرفت و رشد کند؛ عمده‌ی مشكلات ما حل می‌‌شود.
وقتی من «مسعود زنده روح» فكر كنم كه اگر دارم تدریس می‌‌كنم و دانشجویانی تربیت می‌‌كنم؛ برای عكاسی کشورم دارم تدریس می‌‌كنم نه این‌كه یك عكاس را برای این‌كه طرفدار من شود؛ كنار من كار كند و یا یك كسی مانند من بشود؛ تكثیر و تربیت كنم؛ آن موقع به جامعه عکاسی کشورم خدمت کردم و باعث پیشرفت خودم و جامعه عکاسی با هم شده‌ام.
به نظر من، اصلا این اشتباه است كه یك نفر مانند خودمان را تربیت كنیم؛ نمی‌‌خواهیم که یكی مثل خودمان را تكثیر كنیم؛ اصلا چرا باید چنین كاری كنیم؟ او فرد دیگری است با سلایق، استعداد فكر و اندیشهی خودش كه باید عكاس موفق و نوآور دیگری شود.
ما باید به یك كلیتی فكر كنیم به نام «جامعه‌ی عكاسی» نه اینكه یك كلونی برای خودمان درست كنیم. یعنی اگر من عكاس هستم باید به نفع جامعه‌ی عكاسی كار كنم در جامعه‌ی عكاسی كرمان هم همین مشكل وجود دارد. یعنی ما می‌‌خواهیم همیشه یك كلونی برای خودمان داشته باشیم. فكر نمی‌‌كنیم این كلونیِ برای خودمان، چه قدر می‌‌تواند برای جامعه و عكاسی ما مفید و یا چقدر مضر باشد؟ فكر كنید اگر همین كلونی‌ها تبدیل به یك كلونی واحد استانی شوند؛ چه اتفاق‌های خوبی برای عكاسی كرمان می‌‌افتد؛ و این جمع كلونی متحد، چه اندیشههایی تولید می‌‌كند؟ البته این مشكل فقط در استان كرمان وجود ندارد. متاسفانه در كل جامعه‌ی عكاسی ایران، این مشكل وجود دارد كه كلونی‌های خاص خودشان را دارند و برای خودشان كار می‌‌كنند كه اشكال دارد و می‌‌شود ملوك الطویفی؛ مانند دوره قاجار كه نتیجه‌اش هم همان حكومت قاجار شد. ضمن این‌که من فكر می‌‌كنم ما یك مقدار اشكالات شخصی هم داریم و تا زمانی كه این رفتارهای مشكل دار شخصی را داریم، راه به جایی نمی‌‌بریم.
راه حلی که شما ارایه می‌دهید چیست؟
ببینید امروز عكاس طبیعت، عكاس معماری، مستند، آرت، آتلیه و… هم اندازه‌ی هم اهمیت و ارزش دارند و من فكر می‌‌كنم كه همه‌ی اینها اهمیت دارند و كنار هم و با هم می‌‌توانند پیشرفت كنند و جلو بروند. هیچ كدام به تنهایی به جایی نمی‌‌رسند. ما هیچ وقت سعی نكردیم برای 10 سال آینده‌ی هنر این جامعه و كشور برنامه‌ریزی و سرمایه‌گذاری كنیم و چشم‌انداز هنر داشته باشیم كه بدانیم طی 10 سال، آینده‌ی هنر این كشور باید از نقطه A به نقطه B برسد. اصلا ربطی به عكاس كرمانی، شیرازی و… ندارد. به نظرم بخشی از آن برمی‌‌گردد به سیاست‌های كلانی كه ارشاد و معاونت هنری باید داشته باشند كه تعریف بكند ما از كجا به كجا باید برویم. این اما یك طرف قضیه است و معتقدم وزارت ارشاد در نقطه‌ی انتهای هنری این مملكت است. زیرا مقطع اول و ابتدای آموزش هنر؛ وزارت آموزش و پرورش است. دوم آموزش عالی است و انتهای آن وزارت ارشاد. ما باید ببینیم در این مقاطع چه كرده‌ایم؟ آموزش و پرورش برای پیدا كردن استعدادهای هنری، برای پایه‌ریزی زندگی اجتماعی چه قدر كار كرده است؟ آموزش و پرورش باید بگوید من این تعداد از بچه‌های ابتدایی را به اردوها وكمپ‌هایی برده‌ام كه با هم زندگی كنند و مسئولیت‌های اجتماعی را به آن‌ها آموزش داده‌ام؛ تا آن‌ها یاد بگیرند كه چگونه با هم زندگی كنند و مسئولیت‌پذیر شوند. تا به مقطع آموزش عالی برسند؛ چه قدر آن‌ها را در خصوص زندگی اجتماعی تعلیم داده‌ایم. حالا که به آموزش عالی رسیدند، چه طرحی برای فرآیند پیشرفت هنر، تكنولوژی و صنعت داریم؟ در آموزش عالی هم یك سری ریز دروس كه بسیاری از آن‌ها سال‌ها تغییر نكرده‌اند و فقط ابزار و ادوات تدریس آن‌ها فرق كرده است. چقدر ما عكاس، نقاش، داستان نویس، گرافیست و… داریم كه اصلا هنر نخوانده‌اند؟ آمار بگیرید؛ چرا فرد فارغ‌التحصیل رشته‌ی اقتصاد، پزشكی، مهندسی و… وجود دارد که تازه بعد از فارغ‌التحصیلی از رشته‌های مذکور،‌ عكاس، نویسنده و… شده‌اند؟ دلیل همه‌ی این‌ها این است كه استعداد این افراد در مدرسه كشف نشده است. اگر این استعداد از مقاطع تحصیلی پایین كشف و شناخته می‌‌شد؛ این آدم‌ها الان در رتبه‌های بسیار بالایی از استعدادهای‌شان قرار می‌‌گرفتند. چرا این بستر برای او فراهم نشده است؟ فراوان داریم كسانی كه تجربی كار می‌‌كنند و اصلا عكاسی نخواندند؛‌ در عوض آدمی كه به عكاسی خیلی علاقه نداشته، اتفاقی در كنكور قبول شده، لیسانس عكاسی هم گرفته حالا اما بعد از فارغ‌التحصیلی عكاسی، شده مدیر روابط عمومی، تراشكاری باز كرده است و یا خانه دار شده و…
چرا جای هم را گرفته‌ایم؟ چون از ابتدا استعدادیابی نكردیم و بستر را فراهم نكرده‌ایم. متاسفانه الان برخی به خاطر فضای امروز جامعه، فكر می‌‌كنند اگر روی كول بقیه پا بگذارند و بالا بروند، رشد می‌‌كنند و…
پس همه‌ی این اتفاقات از مدرسه‌ی ابتدایی شروع می‌‌شود؛ به آموزش عالی می‌‌رسد و در انتها به وزارت ارشاد كه حالا ما می‌‌گوییم ارشاد، برای چی برنامه‌ریزی و طرح‌ها درست اجرا نمی‌‌شود؟
به واقع ارشاد گناهی ندارد و ارشاد 30 در صد قضیه است. اگر ساختار را از اساس و پایه درست نكنیم، مسیر همین است. همیشه و بارها گفتیم اگر رابطه‌ی مستقیمی بین وزارت ارشاد، آموزش عالی و آموزش و پرورش وجود نداشته باشد؛ هنرمندی به وجود نمی‌‌آید و تحویل جامعه داده نمی‌‌شود.
چه باید كرد؟
زمان می‌‌خواهد. باید زمانی بگذرد تا اینكه افراد بفهمند دارند چه آسیب‌هایی می‌‌بینند و چه قدر به آن‌ها لطمه زده می‌‌شود تا همه چیز اصلاح شود.
فكر نمی‌‌كنید زمان به تنهایی کافی نیست و ممكن است خیلی طول بكشد؟
طول بكشد؛ یك جامعه‌ی مدنی باید خیلی چیزها را تحمل كند تا به آن مطلوبی كه می‌‌خواهد برسد. خیلی چیزها باید فدا بشوند؛ نباید فكر كرد جامعه مدنی یك شبه درست می‌‌شود.
ولی ما می‌‌توانیم یك كاتالیزور داشته باشیم تا این زمان كمتر شود.
به نظر من تمام حركت‌های فرهنگی و اجتماعی در كشور، خیلی كند و بطئی پیش می‌‌رود ولی پیش می‌‌روند. الان فضای فرهنگی ما با فضای 20 سال پیش فرق می‌‌كند و كلی تغییر كرده است. شاید جوانی ما گذشته و سن ما بالا رفته ولی فضای فرهنگی عوض شده و برای این عوض شدن زمان، انرژی، پول و… صرف شده و متاسفانه باید بگویم باز هم باید زمان بگذاریم، پول هزینه کنیم كنیم، انرژی صرف كنیم و… تا به آن نقطهی مطلوب برسیم؛ فضای فرهنگی با گذر زمان تغییر می‌‌كند.
آینده‌ی عكاسی كرمان را چگونه می‌‌بینید؟
ما داریم با كمك عكاسان، جامعه‌ی عكاس كرمان را به آرامش می‌‌رسانیم شاید یك اتفاق خوب بیفتد ولی زمان می‌‌برد. كار یك سال، یك ماه و… نیست. شاید حتی یك دهه طول بكشد. اشكال ندارد به نظر من این حركت‌ها خوب است و اشكال ندارد كه زمان می‌‌برد؛ باید آرام آرام برویم جلو ولی نگرانی من این است این افرادی كه مسئولان فرهنگی این شهر هستند، الان فضای فرهنگی استان را درك می‌‌كنند و معلوم نیست چهار سال دیگر چه اتفاقی بیفته (با خنده) الان آقای فلاح، آدم مثبت و متفاوتی است و آقای جوشایی عزیز معاون هنری ایشان هم هنرمند و هنردوست و فضای خوبی فراهم است كه من آن را خیلی دوست دارم و فكر می‌‌كنم بچه‌های هنرمند كرمان باید از این فضای به وجود آمده به خوبی استفاده كنند؛ زیرا معلوم نیست این فضا دوباره باشد؛ معلوم نیست در آینده چه می‌‌شود؛ حالا كه فضای احترام به هنرمند وجود دارد؛ استفاده كنند.
حرف آخر مسعود زنده‌روح …
ما كشورمان را دوست داریم؛ دوست داریم پیشرفت كنیم وگرنه، نمی‌‌ماندیم؛ وگرنه مبارزه نمی‌‌كردیم؛ وگر نه دل‌مان برای عكاسی، هنر و… كشورمان نمی‌‌سوخت و از كشور می‌‌رفتیم…
من كشورم را دوست دارم، نسل جوان كشور كه با هم جدل دارند را هم دوست دارم. كارهای انجمن، سر و كله زدن با آدم‌ها، دور هم جمع شدن ها را دوست دارم. برطرف كردن كدورت‌ها را دوست دارم. یك گوش شنوا دارم و یك زبان مهره‌ی مار كه به آدم‌ها كمك می‌‌كنم كدورت‌ها را بر طرف كنند. هدایت‌شان می‌‌كنم تا كنار هم جمع شوند. ما باید به این نسل جوان آموزش بدهیم كه حرف همدیگر را گوش بدهند، تلاش كنیم كه حرف دل‌مان را بزنیم، بعد یاد بدهیم حرف دل بقیه را هم بشنویم بعد كه آرام شدیم و حرف‌های‌مان را زدیم، کدورت‌ها را کنار بگذاریم و با هم كار كنیم. اصلی كه بعضی از ماها به فرزندان‌مان یاد ندادیم و گفتیم اگر مخالف تو حرفی بود؛ جلسه را ترك كن و یا مقابله كن…
گوش دادن و گفتن را به آن‌ها نیاموخته‌ایم.

  • عکاس: مسعود زنده روح کرمانی
  • عکاس: مسعود زنده روح کرمانی
  • عکاس: مسعود زنده روح کرمانی
  • برچسب ها
  • زنده روح کرمانی
  • عکاس
  • عکاس قدیمی
  • عکاسی
  • مسعود زنده روح

اشتراک گذاری

Facebook Twitter Google+ LinkedIn WhatsApp
مطلب بعدی کسی که نه فرشته است و نه شیطان!
مطلب قبلی خودم را بدهکار کشور و مردم می‌دانم

پست های مرتبط

نکاتی در خصوص عقد هبه جامعه
۲ خرداد ۱۴۰۵

نکاتی در خصوص عقد هبه

عوامل ایجاد کننده التهاب و عفونت در چشم کودکان چیست؟ سلامت
۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵

عوامل ایجاد کننده التهاب و عفونت در چشم کودکان چیست؟

غروب خالق خطوط خیال انگیز اخبار
۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵

غروب خالق خطوط خیال انگیز

آخرین مطالب آویدنیوز
۲ خرداد ۰۰:۰۰
روزگار ما

نکاتی در خصوص عقد هبه

۲۱ اردیبهشت ۱۶:۴۲
اخبار کرمان

مدرسه تا هفت خرداد باز است

۲۱ اردیبهشت ۰۰:۰۰
اخبار کرمان

۱۷ مدرسه آسیب دیده در قالب طرح شهید عجمیان بهسازی می‌شوند

۱۹ اردیبهشت ۰۰:۰۰
سلامت

عوامل ایجاد کننده التهاب و عفونت در چشم کودکان چیست؟

۱۸ اردیبهشت ۱۷:۵۵
اخبار کرمان

پایان فرار قاتل ۵ عضو یک خانواده

۱۰ اردیبهشت ۱۵:۱۲
تجسمی

غروب خالق خطوط خیال انگیز

۸ اردیبهشت ۱۳:۵۸
اخبار کرمان

رفع تصرف ۲۰ هزار متر مربع زمین دولتی در محدوده شهر کرمان

۸ اردیبهشت ۰۰:۰۰
سلامت

عفونت گوش چیست و چگونه اتفاق می‌افتد؟

  • خانه
  • اخبار
  • جامعه
  • آوید گشت
  • آشپزخانه
  • مد و آراستگی
  • فرهنگ و هنر
  • سلامت
  • ورزش
  • یادها و خاطره ها
  • عکس
  • تازه ها
  • یادداشت
  • آویدی ها
  • ارتباط با ما
  • بازگشت‌به‌بالا
موضوعات داغ:
آوید آوید نیوز news نیوز خبر خانواده زناشویی طب سنتی بانوان هنرمندان بانوان هنرمند یادها و خاطره ها AVID News

امانت داری و اخلاق مداری
استفاده از اخبار با ذکر منبع پایگاه فرهنگی اجتماعی آویدنیوز مجاز است.
خبرنامه
کلیه حقوق مادی و معنوی این پرتال خبری متعلق به پایگاه خبری آویدنیوز می باشد.
طراحی و پیاده سازی: شرکت مهندسی فناوری سورنا